چندین سال پیش...
احتمالا از نیمه شب به بعد
شاملو برای آیدا مینوشته
یا هردو باهم فراتر از زمان پرواز میکردند.
و ما...
"مثل خون در رگهای من" میخوانیم
و حسادت میکنیم به گذشتهها...
اگر آیدایی هست ، شاملو خواب است؛
و اگر شاملو هست ، آیدا نیست.
اکنون ، خونهایمان یخ زده و شاعری نیست از درد ما قافیه بسازد!
"آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود"
• شفق
[
@shafaq_7rh ]