پناه


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


کمی از من اینجاست؛
باقی را نمی دانم..

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


خواب دیدم پرنده ای شده ام که از پشت شیشه صدایش را نمی شنوی ..


غیرِ پروانه شدن خوابِ چه چیزی دیدی؟






Репост из: با عماد
•
بگذار آخر شبی بنویسم که من بخشیدمت اما خودم را نه. خودم را به‌خاطر این بخشش، هیچ‌وقت نخواهم بخشید.
برای همین شبت به‌خیر و شبِ من نه.
•

@BaEmad


نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی

تا درِ میکده شادان و غزل‌خوان بروم


كسى كه يك بار
وحتى فقط يک بار با خيال راحت به ديوارى تكيه داده و آن ديوار فروريخته و پشتش را خالى كرده است می داند من از چه حرف میزنم
تجربه ی سوگ، يك لايه ى نامريى اما محسوس و واقعى به روى همه چيز دنياى ادم می كشد مثل لاك بی رنگ،مثل سلفون روى غذا مثل شيشـه ى شـفاف تمام قـدى كه در فرودگاه بين ماو مسافرمان كشيده شده است مثل چيزى كه انگار نيست،اماهست وما می دانيم كه هرگز، هيچوقت، به تمامـى شـاد نخواهيـم بود
كه هرگاه دسـتمان را پيـش آوريم تاشادى را لمس كنيم حتى از نزديك، حتى در آغوشش هم كه باشيم انگشتان مان لايه ای نامرئی از غم را لمس خواهد کرد.

📚دال دوست داشتنی
• حسین وحدانی


دردسرهای ما تفاوت داشت
من سرم گرمِ پای بستن بود

نقشه‌ها می‌کشید چشم‌هایت
چشم‌ها چشمِ دل شکستن بود

غوطه‌ور در سیاهِ شب بودم
صبحِ فردای آنچه را دیدن

در خیالم نرفته برمی‌گشت
هم تو را هم مرا نبخشیدن

• علیرضا آذر
• اتاق


خواب دیدم که شعر و شاعر را
هردو را در عذاب می‌خواهی

از تعابیرِ خواب‌ها پیداست
خانه‌ام را خراب می‌خواهی

خانه‌ام را خراب می‌خواهی؟
دست در دستِ دیگری برگرد

دست در دستِ دیگری برگرد
خانه‌ام را خراب خواهی کرد

دیگر اِی داغِ دل چه می‌خواهی؟
از چنین زن زیرِ آواری

رد شو از این درختِ افتاده
می‌توانی که دست برداری


آسمان،هیچِ سربلندی بود
از صعودی که نیست افتادم

لااقل با تو بال وا کردم
زندگی را اگر هدر دادم


چشم وا کردم از تو بنویسم
لای در باز و باد می‌آمد

از مسیری که رفته بودی داشت
موجی از انجماد می‌آمد

با زبان،با نگاه،با رفتن
زخم جز زخم‌های کاری نیست

پای اگر بود پای رفتن بود
دست اگر هست دستِ یاری نیست

چشم بردار بس کن
از کمان رفته برنخواهد گشت


دل به دریای هر چه بادا باد
قایقم را به بادها دادم

ناگزیر از گریز از ماندن
توی شیبِ مسیر افتادم

بادبان پاره،عرشه بی‌سکان
قایقم رفت و قبلِ ساحل مُرد

پیکرش داشت وقتِ جان کندن
روی گِل‌ها تلو تلو می‌خورد

دستم از هر چه هست کوتاه ست
از جهان قایقی به گِل دارم


Репост из: الکل اسلامی ۲
بحث سر فرصت‌هاست! اون لحظه‌‌هایی که شرایط برای آدمی جوری رقم میخوره که میتونه کاری یا کارهایی رو انجام بده. خوب یا بد بودن آدم‌ها اونجاهاست که مشخص میشه.


Salar Aghili - Roozhaye Abadi.mp3


شبت بخیر
غمت نیز هم❤️


حالم خوب شد و تصمیم گرفتم برم جایی زندگی کنم که واقعیت نداشته باشه:)


دير مى فهم كه كسى دارد با من بد رفتارى مى كند هميشه جا مى خورم؛ انگار شر به نظرم غير واقعى است.

• ادوارد لو


مي گردى بين فلسفه،مي گردى لا به لاى ادبيات،مي گردى درون سينما، مي گردى ميان موسيقى،مي گردى بلكه فيلسوفى تورا يافته باشد، اديبى تورا نوشته باشد، فيلمسازى تورا ساخته باشد، موسيقى دانى تورا نواخته باشد


راستى و يكرويى موهبتى است كه به اندازه ى هوش و زيبايى نادر است و بی انصافى است كه انسان آن را از همه كس طلب كند

• رومن رولان


میدونی رفیق تنها کسیکه از دستش دادم و بابتش غمگینم خودمم:)

Показано 20 последних публикаций.

197

подписчиков
Статистика канала