دامنی گل - داود خزایی


Kanal geosi va tili: ko‘rsatilmagan, ko‘rsatilmagan
Toifa: ko‘rsatilmagan


یادداشت‌هایی در ادبیات ایران و جهان
به قلم دکتر داود خزایی، استادیار زبان و ادبیات
انگلیسی
@DavoodKhazaie

Bog‘liq kanallar

Kanal geosi va tili
ko‘rsatilmagan, ko‘rsatilmagan
Toifa
ko‘rsatilmagan
Statistika
Postlar filtri


امروز یکم شهریور، سالروز درگذشت استاد دکتر پرویز ناتل خانلری است. مردی که دو هزار و پانصد سال عمر کرد! 👆


از گذشته و اکنون dan repost
"استاد پرویزِ خانلری"

نوشتن درباره‌ی استاد خانلری، این ادیب، شاعر، مترجم و دولتمردِ برجسته‌، همان‌قدر دشوار است که ناگزیر. خانلری در خاندانی دیوانی چشم‌به‌جهان‌گشود. جدّش اعتصام‌الملک که پیش‌تر به خانلرخان ملقب بود سفرنامه‌ای از خود به‌یادگار‌نهاده و پدرش نیز صاحب‌ِ منصبی بود و مدتی در روسیه اقامت‌داشت. او در مدارسِ نوینِ تهران ازجمله سن‌لویی درس‌خواند و حتماً نیما یوشیج (پسرخاله‌ی مادری‌اش) بارقه‌هایی در او دیده‌بود که در نامه‌ها و شعرهای خویش، خانلری جوان را مخاطبِ خود ساخت.
خانلری به پیشنهادِ استاد فروزانفر که در مدرسه‌ی دارالفنون معلم‌اش بود، در رشته‌ی ادبی درس‌خواند و بعدها برای ادامه‌ی تحصیل به فرانسه رفت. آن‌جا دستور و زبان‌‌شناسی خواند و پایه‌گذارِ دستورنویسی برمبنای زبان‌شناسی در ایران شد. در این راه او تلاش‌های میرزا حبیبِ اصفهانی و عبدالعظیم‌خانِ قریب را پیش‌برد و تکامل بخشید. خانلری مباحثِ زبان‌شناسی را از دلِ رساله‌ی "مخارج‌الحروفِ" ابن سینا بیرون‌کشید و برجسته گرداند. شخصیتِ ادبیِ خانلری نخستین‌بار در سخن‌رانیِ ماندگارش درباره‌ی نثرِ فارسی در "نخستین کنگره‌ی نویسندگانِ ایران" (۱۳۲۵) درخشید. در همان سال‌ها به خلوتِ هدایت و دوستانش در حلقه‌ی "ربعه" راه‌یافت؛ گروهی که شاید بتوان خانلری را نیز عضوی از آن دانست و "خمسه"‌اش خواند.

خانلری همتی بلند داشت و اندیشه‌هایی بزرگ درسرمی‌پروراند. او کارهایی کرد کارستان. هرکدام از آن ساحت‌ها کافی بود تا کسی را به چهره‌ای سرآمد در زمینه‌ای بدل‌کند. او در زمانِ نخست‌وزیریِ عَلَم، طرحِ "سپاهِ دانش" را اجراکرد. "بنیادِ فرهنگِ ایران" را بنانهاد و با دعوت از محققانِ طراز اول، در فاصله یکی‌دو دهه صدها متنِ ماندگارِ زبانِ فارسی را به‌چاپ‌رساند. تاریخِ زبانِ فارسی را برمبنای دانشِ زبان‌شناسی نوشت. "سمکِ عیار" را با مقدمه‌ای که خود کتابی است، تصحیح‌کرد و آن کتابِ مستطاب را از کنجِ فراموشی بیرون‌کشید و به‌تعبیری احیاء‌کرد. خانلری از همان سال‌های دور تصحیحِ روشمندِ دیوانِ حافظ را در ذهن‌می‌پروراند و درنهایت آن را در روزگارِ عُزلت و عُسرتِ خویش به‌سرانجام‌رساند. هنوز هم بسیاری این اثر را برترین تصحیحِ دیوانِ خواجه می‌دانند. خانلریِ پاریس‌دیده با ادبیات جهان نیز آشنا بود و نشانه‌های این انس و آشنایی در کتاب‌ها و مقالاتِ گوناگون‌اش آشکار است. او مترجمی زبردست نیز بود و برگردانِ "دختر سروانِ" (سلطانِ) پوشکین، "چند نامه به شاعری جوان" اثرِ ریلکه و "تریستان و ایزوت" یادگارهای این جانبِ ادبیِ اوست. خانلری به درست‌نویسی حساس بود و نثری پاکیزه و رشک‌برانگیز نیز داشت. ساده و رسا و درعین‌حال استوار می‌نوشت. نه ولنگار بود، نه عصاقورت‌داده. و در نیمه‌ی نخستِ سده‌ی چهاردهم، درکنارِ قلمِ فروغی و مینوی و ندوشن و مسکوب، نثرِ خانلری نیز می‌درخشد.

بخشی دیگر از شخصیتِ فکریِ خانلری و شیوه‌ی مختارِ او در زمینه‌ی ادبیات و نیز سلیقه‌ی شعری‌‌اش را باید در مدیریتِ مجله‌ی "سخن" دید و جُست. چه بسیار شاعران و نویسندگان و مترجمانی که در همین مجله بالیدند و از افتخاراتِ دهه‌های چهل و پنجاهِ ما شدند! گیرم که سلیقه‌ی خانلری و پسندِ همکارانش محافظه‌کارانه و نوقدمایی بوده‌باشد؛ یا فروغ متأثر از گلستان در "ای مرز پر گهر"اش طعن و تعریضی نثارش کرده‌باشد؛ و یا آل‌احمدی که خود نخست در جوانی در همان مجله دیده‌شده‌بود، آن را کوبیده‌باشد.
استاد خانلری جدااز این ساحات و جوانب که هرکدام‌اش مبدأ خدمتی و منشأ برکتی در ادبِ معاصرِ ما شده، شاعر نیز بوده. اگرچه او جانبِ شاعری‌ِ خویش را فدای دیگر جوانبِ ادبی‌اش کرده‌بود اما شعرِ یگانه‌اش"عقاب" او را در عرصه‌ی شاعری نیز در اوج نشاند. خانلری دفترِ شعری نیز منتشر کرد. گرچه در تاریخِ شعرِ رمانتیکِ فارسی و حتی پیشینه‌ی غزلِ امروز به دفترِ "ماه در مرداب"‌اش ارجاع‌‌ نیز داده‌می‌‌شود اما آن‌چه نام و یادِ خانلری را در ذهنِ خیلی‌ها روشن و زنده‌می‌دارد، همان مثنویِ بلندبالا است. شعری که البته به باورِ برخی، پیامِ بلندش با جنسِ زندگیِ سراینده‌اش چندان هم‌خوانی‌ندارد. اثری که بی‌گمان زاده‌ی تناقضِ درونیِ شاعر بوده. گرچه او در سالِ سرایشِ عقاب (۱۳۲۱) هنوز آن خانلریِ سناتور و دولتمرد نبوده، اما گویا ازهمان‌سال‌ها خارخاری در درون داشته که آزارش‌می‌داده: این‌که برای خدمت به تاریخ و فرهنگِ مملکت‌اش، راهِ امثالِ نیما و هدایت را پیش‌بگیرد یا شیوه‌ی فروغی و تقی‌زاده را دنبال‌کند؟ و درنهایت گویا این پیشینه‌ی دیوان‌سالارانه‌ی خاندانی بوده که او را به دولتمردی فرهیخته بدل‌ساخت.

باید پاسخِ شعریِ زنده‌یاد فخرالدینِ مزارعی را به "عقاب" خانلری خواند و از دیدِ دوستداری گله‌مند، واقع‌گرایانه‌تر به کاروبارِ زندگیِ این ادیب و دولتمردِ برجسته نگریست؛ مردی که باورداشت دوهزاروپانصد‌سال زیسته!

@azgozashtevaaknoon


توییتر دانشگاه تهرانی ها dan repost
Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
اگر می‌خواهید ببینید یک سیستم سوسیالیستی، با دخالت دولت در همه‌چیز، قیمت‌گذاری دستوری، مالیات‌های سنگین و شعار عدالت، چطور به انزوا کشیده می‌شود و سرنوشت تلخی حتی برای ثروتمندترین کشورها می‌سازد، این کلیپ مقایسه‌ی کره شمالی و کره جنوبی را ببینید.



-مهدی میررفیع-

@uttweet


نوشتن، تدوین، آماده‌سازی فنی و چاپ هر کدام از این کتاب‌های هنری داستانی دارد. کتاب یولیوس فوگلی Julius Voegtli (زاده‌ی ۲۱ مارچ ۱۸۷۹ - درگذشته‌ی ۲۱ نوامبر ۱۹۴۴)، هنرمند سوئیسی حدود ۵ سال کار برد. گردآوری آثار از مجموعه‌ی شخصی نوه‌ی هنرمند و عکاسی و دسته‌بندی و تحقیق آرشیوی بسیار زمان‌بر بود. پس از آن دکتر سهراب طاووسی متون فصل‌های اصلی را نوشتند و برخی مقالات کوتاه را. منهم مقالاتی افزودم. دکتر آریل، منتقد چینی متخصص آثار مارک روتکو، هم مقاله‌ای درباره‌ی کل آثار نوشت و دکتر پیتر شوت هم مقدمه‌ی کلی اثر و چند بخش میانی را افزود. تدوین کلی اثر بسیار زمان برد. تحقیق آرشیوی بسیاری با من بود. تدوین کلی کار هم با آقای نور نوری و من بود. کتاب به سه زبان مجزا در ۵۴۴ ص. منتشر شده است آلمانی، انگلیسی، چینی.

کتاب کالچی Kalchie، هنرمند و عارف سوئیسی (زاده‌ی ۱۹۳۷) در دو جلد مجزا منتشر شده است. آلمانی-انگلیسی در یک جلد و چینی در جلدی دیگر. دکتر طاووسی فصل‌های اصلی و برخی مقالات را نوشتند و من هم مقالاتی دیگر افزودم. این کتاب هم دو سالی زمان برد.

کتاب هلگا کرویتسریتر Helga Kreuzritter (هنرمند آلمانی زاده‌ی ۱۹۳۷) با درنگ بلندی به نتیجه رسید. این هنرمند آثار بسیار متنوعی دارد و بسیار خلاق است. دو سه سال پیش دکتر طاووسی عزیز فصل‌های اصلی را نوشتند و مدتی کتاب به محاق رفت. تا بعد، طراح دیگری کتاب را به دست گرفت و مقالات من هم به کتاب افزوده شد و سرانجام به شکل شکیلی به صورت دوزبانه آلمانی - انگلیسی منتشر شد.

اولنا لینزه Olena Linse هنرمند سوئیسی اوکراینی‌تبار، بر تن آدمی متمرکز است و بعد از حدود بیست سال کار سبک شخصی خود را در تکنیک به دست آورده است. در این کتاب برخی از آثار دوره‌های آغازین و میانی و بیشتر آثار متأخر او گرد آمده است. دکتر طاووسی در اینجا هم فصل‌های عمده و مقالاتی درباره‌ی برخی آثار نوشتند و منهم مقالاتی دیگر افزودم. کتاب به صورت دوزبانه آلمانی-انگلیسی منتشر شده است.
به زودی همه‌ی کتاب‌ها در آمازون قرار می‌گیرند. تدوین نهایی همه‌ی آثار با نور نوری و من بوده است.

خوشحالم که از دانش دوست عزیز دکتر سهراب طاووسی در فراهم آوردن این کتاب‌ها بهره بردیم. دست مریزادی به او می گوییم و سپاسگزارش هستیم.

چند کتاب دیگر هم در راه است که به امید خدا تا پایان امسال منتشر خواهند شد. ناشر همه‌ی کتاب‌ها پشمین آرت (Pashmin Art) است.

https://t.me/DaamaniGol




سهراب طاووسی - نویسنده و مترجم ادبیات- dan repost
این چهار کتابم که تازگی به دستم رسیده اند نقد نقاشی و مجسمه سازی هنرمندان اروپایی است که در آلمان به چاپ رسیده اند. این کتاب‌ها و دو سه تایی دیگر که در راهند محصول مشترک #سهراب_طاووسی و دکتر #داوود_خزایی است.


از منظر بوم‌زن‌گرایی، داستان «آهوی بخت من، گزل» بیانیه‌ای عمیق دربارهٔ ستم مشترک بر زنان و طبیعت است. دولت‌آبادی با همسان‌سازی سرنوشت زن و آهو، نشان می‌دهد که این دو نه تنها قربانیان یک ساختار سلطه‌اند، بلکه می‌توانند با همبستگی و نیروی درونی خود، امکان بازآفرینی بخت و سرنوشت خود را فراهم کنند. این داستان، به خواننده یادآوری می‌کند که حفاظت از طبیعت و رهایی از ستم، دو روی یک سکه هستند و هر دو نیازمند مقاومت و آگاهی هستند.

منابع
دولت آبادی، محمود. (۱۳۸۲) آهوی بخت من گزل. نشر چشمه.
•  Shiva, V. (1988)) Staying Alive: Women, Ecology and Development. Zed Books.

https://t.me/DaamaniGol


آهوی بخت من، گزل: تحلیلی بوم‌زن‌گرایانه (اکوفمینیستی)

داود خزایی

چکیده
افسانه‌ی «آهوی بخت من، گزل» نوشتهٔ محمود دولت‌آبادی، اثری کوتاه و چندلایه است که فراتر از روایتی حیوان‌محور، به تحلیل پیوند نمادین میان زن و طبیعت می‌پردازد. این تحلیل با تکیه بر نظریهٔ بوم‌زن‌گرایی (اکوفمینیسم)، پیوند میان ستم بر زنان و ستم بر طبیعت را در این داستان واکاوی می‌کند. در این اثر، اتحاد زن و طبیعت در برابر ساختارهای سلطه‌جویانهٔ مردسالارانه، هستهٔ معنایی متن را می‌سازد. با بررسی عمیق شخصیت‌ها، نمادها و فضاهای داستان، در می یابیم که گزل نه تنها یک شخصیت روایی، بلکه استعاره‌ای از بخت، مقاومت و نیروی بازآفرینی است.

۱. آغاز سخن
«آهوی بخت من، گزل» (۱۳۶۷) از جمله آثار کوتاه محمود دولت‌آبادی است که با لحنی افسانه‌گون، مسائل بنیادین انسانی و اجتماعی را مطرح می‌کند. داستان، با همسان‌سازی نام یک زن و یک آهو، رابطه‌ای عمیق میان آن‌ها برقرار می‌کند که به ما امکان می‌دهد آن را از منظر بوم‌زن‌گرایی تحلیل کنیم. این رویکرد به ویژه در ادبیات فارسی، بستر مناسبی برای بررسی دغدغه‌های نویسنده دربارهٔ ستم بر طبقات فرودست و تخریب طبیعت فراهم می‌کند.

۲. چارچوب نظری: بوم‌زن‌گرایی (اکوفمینیسم)

بوم‌زن‌گرایی را  فرانسواز دوبون  (Françoise d'Eaubonne) در دهه ۱۹۷۰ مطرح و بر هم‌ریشگی ستم بر زنان و تخریب طبیعت تأکید کرد (Shiva, 1988). مهم‌ترین کار او، معرفی و ترویج این مفهوم در کتابش به نام «فمینیسم یا مرگ» (Le Féminisme ou la Mort) در سال ۱۹۷۴ بود. این نظریه معتقد است که نظام‌های فکری و ساختارهای مردسالار، زنان و طبیعت را منابعی برای بهره‌کشی می‌دانند و از طریق منطق «دوگانه‌انگاری سلطه‌گرانه» به آن‌ها ستم می‌کنند. در این دیدگاه، «مرد» با «فرهنگ» و «عقل» برابر شمرده می‌شود، در حالی که «زن» با «طبیعت» و «احساس» هم‌ذات‌پنداری می‌شود. این دوگانگی به مردان حق تسلط بر زنان و طبیعت را می‌دهد. از این منظر، داستان «گزل» تلاشی‌ست برای به چالش کشیدن این دوگانه‌انگاری.

۳. تحلیل بوم‌زن‌گرایانه ی داستان

۳.۱. گزل: نماد یگانگی زن و طبیعت

نام «گزل» هم برای آهو و هم برای زن جوانی که او را از دست شکارچیان نجات می‌دهد، به کار می‌رود. این هم‌نامی صرفاً اتفاقی نیست، بلکه بیانگر یگانگی وجودی و سرنوشت مشترک زن و طبیعت است. آهوی داستان، گزل، با هوش و تجربه خود، خطرات آینده را پیش‌بینی می‌کند و اضطراب دائمی مادرانه را تجربه می‌کند؛ اضطرابی که ریشه در آگاهی او نسبت به طبیعت خشن و سلطه‌جویانهٔ دنیای مردانه دارد. این شخصیت‌پردازی، پیوندی عمیق میان بدن زنانه (بدن گزل) و بدن طبیعت (آهو و دشت و جنگل) برقرار می‌کند. هر دو در برابر تهدید نیروهای سلطه‌گر آسیب‌پذیر هستند و هر دو در نهایت از طریق نیروی درونی و اراده به بقا، مقاومت می‌کنند..

۳.۲. سوار ارغوانی / سلطان: تجسم قدرت مردسالار

شکارچیان، به ویژه سوار ارغوانی / سلطان، در داستان نه فقط شخصی منفرد، بلکه نمادی از ساختار قدرت مردسالارانه است. میل سوار ارغوانی به شکار «زنده»ی گزل با کمند، به جای استفاده از تیر، تأکیدی بر میل به تملک، به اسارت در آوردن و نمایش سلطه است. این رفتار نشان‌دهندهٔ دیدگاهی است که به زنان و طبیعت را دارایی و منابعی برای تصاحب و کنترل نگاه می‌کند. سلطان، رأس هرم قدرت سیاسی و اجتماعی، نماد این سلطه است که آرامش طبیعت را برهم می‌زند. در این تحلیل، شکار، دیگر فقط عملی برای بقا نیست، بلکه استعاره‌ای است از استثمار و ویرانگری نظام‌مندی که به دنبال سرکوب هر آنچه «زنانه» و «طبیعی» است.

۳.۳. تخریب فضاهای طبیعی: تجاوز به طبیعت

دشت و جنگل که در آغاز داستان پناهگاه و مأمن امن برای گزل و آهوبره‌هایش هستند، با یورش سواران «لگدکوب و سوخته» می‌شوند. این تخریب صرفاً یک حادثهٔ محیطی نیست، بلکه معادل تجاوز به طبیعت است. در نقد بوم‌زن‌گرایانه، نابودی فضاهای طبیعی و ستم بر زنان از یک ریشهٔ مشترک، یعنی تفکر سلسله‌مراتبی و مالکیت‌گرایانهٔ مردسالار، نشأت می‌گیرد. این تصویر ویران‌شده از دشت، بازتابی از سرکوب و آسیب‌هایی است که به پیکرهٔ زنانه و طبیعت وارد می‌شود.

۳.۴. بانوی بخت و نیروی بازآفرینی

یاد دختر جوان (گزل) که آهو را نجات داده، به آهو نیرو می‌دهد تا از دام آتش بگریزد. این «بانوی بخت» نمادی از نیروی رهایی‌بخش زنانه و همبستگی میان زنان است. گویی بخت در این داستان، یک امر جبری و از پیش تعیین‌شده نیست، بلکه نیرویی است که با ارادهٔ زنانه و اتحاد زنان، امکان بازآفرینی سرنوشت را فراهم می‌کند. گزل (دختر) به آهوبره‌ها می‌رسد و وظیفهٔ مادری آنها را به عهده می گیرد که بازتابی از نیروی زندگی، تداوم حیات و مسئولیت‌پذیری است. این پایان، هرچند از حیث تخریب طبیعت تلخ است، اما حاوی امیدی به باززایی و مقاومت در برابر سلطه است.

۴. فرجام سخن 👇


از پیدایش روم. کتاب نخست. اثر تیتوس لیویوس.
ترجمه‌ی مهدی خزایی
.
هر چه از اهمیت این کتاب بگویم کم گفته‌ام. مدتها بود که می‌خواستم این کتاب را به دوستان معرفی کنم. اما با وجود مقدمه‌ی مبسوط مترجم چه نیازی به معرفی من.
تیتوس لیویوس (به لاتین: Titus Livius) (زاده‌ی ۵۹ ق.م. در پادووا؛ درگذشته‌ی ۱۷ م. در پادووا) مشهور به لیوی از تاریخ‌نگاران سرشناس امپراتوری روم بود. دانشنامه بریتانیکا او را در کنار تاکیتوس و سالوستیوس «سه تاریخ‌نگار بزرگ روم» نامیده است که کتاب 142 جلدی‌ سترگ او، «از پیدایش روم»، تا سدهٔ هجدهم میلادی تأثیری عمیق بر سبک و فلسفهٔ تاریخ‌نگاری نهاد.

مترجم کتاب، مهدی خزایی، خويشاوند نزدیک من و مترجمی است بسیار کوشا. اگر تنها مترجم کوشای متون لاتین به فارسی نباشد، از معدود مترجمان این حیطه است. می‌داند چه می‌کند و می‌داند چه خواهد کرد. مترجمی است جوان و خستگی‌ناپذیر. این کتاب نخستین ترجمه‌ی اوست و خواندنش برای شناخت دست اول یکی از ابرقدرت‌های دنیای باستان ضروری است. نکته‌های بسیار در کتاب هست که برای هر خواننده‌ای گیراست حتا برای علاقه‌مندان به تیم فوتبال باشگاه رم ایتالیا! در اسطوره‌ها خوانده‌ایم رُمولوس و رِموس (به لاتین: Romulus et Remus) را ماده‌گرگی پرورانده است اما با خواندن کتاب درمی‌یابیم که در روم به روسپی ماده‌گرگ می‌گفته‌اند و احتمالاً روسپی‌ای آن دوقلو را پرورده است. داستان هتک حرمت لوکرتیا هم - که شکسپیر به صورت داستان منظومی آن را سروده - در کتاب آمده است.

دست مریزاد به مهدی عزیز.
مرکب قلمت همچنان جاری و ترجمه‌هایت کاری باد! 👏👏💐💐❤️

https://t.me/DaamaniGol


















امیدوارم این کتاب عزیز 👆 از مترجمی عزیز زودتر به دستم برسد. 💐❤️


سهراب طاووسی - نویسنده و مترجم ادبیات- dan repost
رمانی که سه راوی و سه زمان روایت دارد، خواننده را وادار به اکتشاف فرم روایت می کند، در هم آمیختگی بازی‌های زبانی درخشان، اشاره های گاه و بیگاه به ادبیات شرق و غرب، طنز درخشان، تراژدی غم اندود، شخصیت پردازی ملموس،... از بهترین رمان هاییست که خوانده ام.


م ور dan repost

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.

259

obunachilar
Kanal statistikasi