@feministie answers


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


for @feministie challenges.

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


͏ ͏ ‌͏ ͏check from here dear


from : @feministie

رهایی زنان فقط با تغییر قانون به پایان نمی‌رسد؛ گاهی سخت‌ترین بخش، تغییر باورهایی است که آن‌قدر قدیمی شده‌اند که دیگر شبیه باور به نظر نمی‌رسند و شبیه حقیقت جلوه می‌کنند. اینکه زن باید فداکارتر باشد، کمتر بخواهد، بیشتر تحمل کند یا ارزشش را از تأیید دیگران بگیرد، حقیقت‌های طبیعی نیستند؛ ایده‌هایی هستند که نسل‌ها تکرارشان کرده‌اند. و هر چیزی که ساخته شده، می‌تواند دوباره ساخته شود.


for dear : @anhdxgxhdx


from : @feministie

گاهی تبعیض نه با یک ممنوعیت آشکار، بلکه با هزار انتظار کوچک خودش را نشان می‌دهد؛ اینکه زن باید مهربان‌تر باشد، بیشتر ببخشد، کمتر عصبانی شود، ظاهرش را کنترل کند و همیشه مراقب احساسات دیگران باشد. هرکدام از این انتظارها به‌تنهایی شاید ناچیز به نظر برسند، اما وقتی تمام زندگی یک زن را احاطه می‌کنند، به نظمی تبدیل می‌شوند که آزادی او را آرام و بی‌صدا محدود می‌کند.


for dear : @heliyalostangel


from : @feministie

فمینیسم قرار نیست زنان را وادار کند برای ارزشمند بودن، شبیه یک الگوی خاص شوند؛ قرار است این امکان را بیشتر کند که هر زن بتواند خودش باشد. یکی ممکن است مادر شدن را بخواهد و دیگری نخواهد، یکی خانه‌داری را انتخاب کند و دیگری مسیر شغلی متفاوتی داشته باشد. مسئله این نیست که کدام انتخاب "زنانه‌تر" است؛ مسئله این است که آیا آن انتخاب واقعاً انتخاب خود زن بوده یا نتیجه‌ی فشاری که از کودکی به او گفته چه چیزی برای یک زن درست است.

for dear : @JesusChristiswatchingyou


from : @feministie

استقلال فقط این نیست که کسی به تو اجازه‌ی انتخاب بدهد؛ استقلال یعنی انتخاب تو واقعاً متعلق به خودت باشد. اگر زنی مدام مجبور باشد خواسته‌هایش را با ترس از قضاوت، طرد شدن یا از دست دادن امنیت بسنجد، آزادی او روی کاغذ وجود دارد، اما در زندگی روزمره محدود می‌شود. آزادی زمانی عمیق است که زن بتواند درباره‌ی زندگی خودش تصمیم بگیرد، بدون اینکه برای داشتن یک انتخاب ساده مجبور باشد مدام حقانیت خودش را ثابت کند.


for dear : @y5ilQqsIr0UyMmI0


from : @feministie

وقتی جامعه از زنی می‌خواهد برای پذیرفته شدن، خودش را کوچک‌تر کند، مسئله فقط اعتمادبه‌نفس او نیست؛ مسئله این است که چه چیزی به عنوان "قابل‌قبول" تعریف شده است. زنی که بلند حرف می‌زند، جاه‌طلب است، خشمگین می‌شود یا برای خواسته‌هایش عذرخواهی نمی‌کند، اغلب با صفاتی روبه‌رو می‌شود که همان رفتار را در مردان قدرت و قاطعیت می‌نامند. این دوگانگی نشان می‌دهد که بسیاری از قضاوت‌ها درباره زنان، بیشتر از آنکه درباره رفتارشان باشد، درباره انتظاری است که از زن بودن داریم.


for dear : @HEXWARDS


from : @feministie

یکی از عمیق‌ترین شکل‌های نابرابری این است که انسان آن‌قدر به محدودیت‌هایش عادت کند که دیگر آن‌ها را محدودیت نبیند. وقتی از کودکی به دختری یاد داده می‌شود کمتر بخواهد، کمتر اعتراض کند، کمتر فضا بگیرد و بیشتر خودش را با دیگران وفق دهد، مرزهای بیرونی کم‌کم به مرزهای درونی تبدیل می‌شوند. رهایی فقط برداشتن دیوارهای بیرونی نیست؛ گاهی باید آن مرزهایی را هم شناخت که سال‌ها در ذهن ما ساخته شده‌اند.


for dear : @Abisso_7002_error402


from : @feministie

قدرت همیشه خودش را با اجبار و خشونت نشان نمی‌دهد؛ گاهی در چیزهای بسیار عادی پنهان می‌شود: در اینکه چه کسی حق دارد حرف آخر را بزند، چه کسی باید کوتاه بیاید، چه کسی عذرخواهی کند و چه کسی همیشه مسئول حفظ آرامش باشد. به همین دلیل، نابرابری فقط در قوانین و ساختارهای بزرگ دیده نمی‌شود؛ در روابط روزمره هم بازتولید می‌شود، درست همان‌جایی که آن را طبیعی و عادی فرض کرده‌ایم.


for dear : @bordeauxdiseduzione228


from : @feministie

زنان فقط به این دلیل که زن به دنیا آمده‌اند، با یک سرنوشت واحد به دنیا نمی‌آیند. اینکه چه کسی باشی، کجا زندگی کنی، چه امکاناتی داشته باشی و جامعه تو را چگونه ببیند، بر تجربه‌ات اثر می‌گذارد. فمینیسم زمانی معنای واقعی خود را پیدا می‌کند که به جای ساختن یک تصویر واحد از "زن"، تفاوت تجربه‌های زنان را جدی بگیرد و هیچ‌کس را برای شبیه نبودن به دیگری کمتر نبیند.

for dear : @wiwi0wiwi


from : @feministie

بدن زن از نخستین چیزهایی است که جامعه تلاش می‌کند درباره‌اش تصمیم بگیرد؛ اینکه چگونه دیده شود، چگونه پوشیده شود، چه زمانی مادر شود و چه زمانی سکوت کند. وقتی انتخاب‌های مربوط به بدن زن دائماً زیر نظارت دیگران قرار می‌گیرد، مسئله فقط ظاهر یا رفتار نیست؛ مسئله قدرت است. آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که زن بتواند بدن خودش را نه به‌عنوان چیزی برای قضاوت دیگران، بلکه به‌عنوان بخشی از وجود خودش تجربه کند.


for dear : @milowr


from : @feministie

زن، پیش از آنکه چیزی را درباره خودش انتخاب کند، بارها توسط دیگران تعریف شده است؛ به او گفته‌اند چگونه باشد، چه بخواهد، از چه چیزی بترسد و چه رؤیایی برایش مناسب است. شاید یکی از دشوارترین شکل‌های آزادی این باشد که انسان بتواند صدایی را که سال‌ها از بیرون درونش ساخته‌اند، از صدای خودش تشخیص دهد. آزادی از جایی آغاز می‌شود که زن دیگر خودش را با معیارهایی که برای محدود کردنش ساخته شده‌اند اندازه نگیرد.


for dear : @fallinluvwithyouu


Forward from: women (#feminism)
͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ این پیام رو فوروارد کنید چنل یا دیلی هاتون و من یه پاراگراف از کتاب و مقاله های فمینیستی ای که خودم خوندم تقدیمتون میکنم.


͏ ͏ ‌͏ ͏check from here dear


from : @feministie

وقتی دختری از تحصیل محروم می‌شود، فقط یک کلاس درس را از دست نمی‌دهد؛ بخشی از امکان انتخاب آینده‌اش را از او می‌گیرند. آموزش نباید امتیازی باشد که دختران مجبور باشند برای به دست آوردنش بجنگند. هر دختری که فرصت یادگیری پیدا می‌کند، فرصت بیشتری برای شناخت جهان، ساختن آینده و تصمیم گرفتن درباره زندگی خودش به دست می‌آورد.
مالالا یوسف‌زی.

for dear : @blackredu


from : @feministie

دانش جنسیت ندارد. ذهن یک زن برای کشف کردن، پرسیدن و ساختن کمتر از ذهن یک مرد نیست. هر بار که جامعه به دختری می‌گوید بعضی رشته‌ها، رؤیاها یا دستاوردها برای او نیستند، پیش از آنکه توانایی‌اش را بسنجد، مرزی برایش ساخته است. علم زمانی واقعاً متعلق به همه است که جنسیت دروازه ورود به آن نباشد.
ماری کوری.

for dear : @abisso_7002_error402


from : @feministie

وقتی زنی از خشونتی که علیه او اتفاق افتاده حرف می‌زند، نخستین سؤال نباید این باشد که چرا آنجا بود، چه پوشیده بود یا چرا زودتر نگفت. نخستین کار، شنیدن است. نباید بار رفتار فرد آسیب‌رسان را روی دوش کسی گذاشت که آسیب دیده؛ سکوت یک قربانی هرگز مسئولیت عامل خشونت را از بین نمی‌برد. جامعه باید به جای پرسیدن "چرا نگفتی؟"، کاری کند که زنان از گفتن حقیقت خود نترسند.
تارانا برک.

for dear : @Cloud_Freak


from : @feministie

زن مجبور نیست همیشه زیبا، آرام و بی‌نقص باشد تا ارزشمند بماند. می‌تواند درد داشته باشد، خشمگین باشد، متفاوت باشد و باز هم خودش را انتخاب کند. ما مجبور نیستیم خودمان را به تصویری تبدیل کنیم که دیگران از زن ساخته‌اند. گاهی پذیرفتن تمام آن چیزهایی که جهان از ما خواسته پنهانشان کنیم، خودش شکلی از مقاومت است.
فریدا کالو.

for dear : @heavensdoor0


from : @feministie

بدن زن نباید سرزمینی باشد که دیگران درباره‌اش تصمیم بگیرند. وقتی جامعه برای بدن، لباس، ازدواج و زندگی زن قانون می‌نویسد و بعد این کنترل را به نام اخلاق توجیه می‌کند، مسئله فقط یک انتخاب شخصی نیست؛ مسئله قدرت است. آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که زن بتواند درباره بدن و زندگی خودش تصمیم بگیرد و مالکیت زندگی‌اش را به دیگری واگذار نکند.
نوال السعداوی.

for dear : @emshabra


from : @feministie

به دختران اغلب یاد می‌دهیم چگونه دوست‌داشتنی باشند، اما کمتر یادشان می‌دهیم چگونه مستقل باشند. به آن‌ها می‌گوییم بلندپرواز باشند، اما نه آن‌قدر که دیگران را بترسانند؛ قوی باشند، اما نه آن‌قدر که از چارچوبی که برای زن ساخته‌ایم بیرون بزنند. برابری یعنی دختر بتواند انسانی کامل باشد، نه نسخه‌ای از زنی که جامعه برایش قابل‌قبول‌تر می‌داند.
چیماماندا نگوزی آدیچی.

for dear : @parishanihayam


from : @feministie

گاهی نخستین قدم برای تغییر این است که به رنجی نگاه کنیم که دیگران ترجیح می‌دهند دیده نشود. زنانی که آسیب‌پذیرند، بیش از هر چیز به شنیده شدن، احترام و حمایت نیاز دارند، نه قضاوت. همدلی زمانی معنا پیدا می‌کند که ما را از تماشای رنج دیگران به مسئولیت در برابر آن برساند؛ به اینکه درد انسان دیگری را مسئله‌ای دور از خودمان ندانیم.
دایانا، پرنسس ولز.

for dear : @bullshitjnl

20 last posts shown.