𝘄𝗼𝗻𝗱𝗲𝗿𝗹𝗮𝗻𝗱


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


اینجا هیچ کار خاصی انجام نمیدیم🪴
به دنیای سبز مایل به سیاه من خوش اومدی رفیقッ

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


I don't wanna wake up from this tonigh.


تا حالا شده توی یه جمع خیلی خوشحال باشی ولی توی یک لحظه انقدر احساس اضافه بودن بکنی که نتونی نفس بکشی؟
زندگی من تو این نقطه گیر کرده و تکون نمیخوره.






Репост из: چرک نویس
"دنیای عزیز، دارم می‌روم چون خسته شده‌ام. گمان کنم به اندازه کافی عمر کرده‌ام. تو را با نگرانی‌هایت در این فاضلاب شیرین تنها می‌گذارم. خوش بگذرد."
[-نامه قبل از خودکشی جرج هنری سندرز. هنرپیشه فیلم و تلویزیون، ترانه‌سرا، مؤلف اهل انگلستان و برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم همه چیز درباره ایو.]


ッ


Репост из: 🌈𝗛𝗼𝗽𝗲
My childhood spents like shit
then i fell in love too deep
he left me crying on the beach
ocean takes me like its kid
i tangled tight to ocean waves
6 feet under water not field
i feel like the loneliest whale
it was a story,right?
might i be it?
https://t.me/wonderlandbs


منتظرم باز ببینمتT-T


Репост из: Bende senin devamin var
ترانه مهری هلی مهتاب بارین هیونگ لو 🥺💔


من در یکروز دل انگیز وقتی کله باران و کردم زیر آب:


=)))


Репост из: 𝙏𝙉𝙏🤲
بارین همکار زیه من مطمئنم

✥------- † -------✥✥------- † -------✥
「Wonderland」


وقتی یکی باعث بشه بد از خواب پاشم ، با روی سایکوپث و وحشیم کاملا اشنا میشه.


سبز از جنی👈👉


Репост из: 𝐅𝐢𝐫𝐞 𝐆𝐚𝐫𝐝𝐞𝐧 ⛱️
⁦ʕ·ᴥ·ʔ⁩🐰🍭

این پیامو فور کنید چنلای پابلیکتون
و یه رنگ و فیلم/انیمه/سلبریتی/بند موردعلاقه تون بگید تا ازش از این مدل ادیتا بزنم، و یه پک استیکر هم ازش درست و یه آهنگ هم کنارش بهتون هدیه بدم :>🍭
(وقتی خیلی تنگی)
میتونید واسه هرکدوم ادیت و استیکر، رنگ و سلب یا هرچی جدا انتخاب کنید
یعنی مثلا بگید:
ادیت خاکستری از اتک آن تایتان
پک آبی از جنی

همین دیگه
هو فان~
اگه چنلتون پراویت هم بود، لینکشو بفرستید ناشناس (حتی شما دوست عزیز)


Репост из: 𝙏𝙉𝙏🤲
خب دیدم همه دارین چالش میذارین منم گفتم از قافله عقب نمونم و ازینا بذارم۰-۰
این پیامو فور کنید تو چنلتون بعد منم با توجه به چیزایی که ازتون میدونم و اتفاقاتی که تا الان افتاده یه میم براتون درست میکنم◝(⑅•ᴗ•⑅)◜..°♡
خودتون میدونید چقدر ک*نمکم و انتظار چیز خنده داری نداشته باشید میمای من همشون بی مزه ان خیتیهیننسنس
انی وی اگه چنلتون پرایوته لینکشو به ناشناسم بفرستینꉂ(ˊᗜˋ*)♡


Репост из: 雪
واقعا امیدوارم به یجایی برسم وگرنه بخاطر لذت این خوابایی که از دست میدم یه چک میزنم در گوشم


=))


Репост из: صامتوفسکی🖋️
باران می‌بارید. باوقار و آهسته! قطره های آب تمام گلبرگ ها رو خیس کرده بود. هوا به طبع خاکستری رنگ شده بود. فصل باران نبود. اما میدونی؟ بارون وسط تابستون یه حس دیگه ای داره.
از پشت پنجره به بیرون نگاه میکرد. منظره ی مقابلش حالا دقیقا مثل عکس های پینترست بنظر می‌اومد. ساختمان های سنگی با معماری به سبک باروک، حالا به زیبایی خود رو نشون میداد.
دست از توجه به فضای بیرون از کارگاه گرفت و سعی کرد حواسش رو به طراحی های هنرجو هاش بده. اکثرا بدک نبودن. اگه از خرابکاری های اون دختر مو طلایی بگذریم، بقیه کارشون رو قابل قبول انجام میدادن. بعد از گوشزد کردن چند نکته ی پیش پا افتاده، حالا خودش پشت بوم نیمه کاره اش نشست تا کمی بهش سامون بده. دختری که چهره‌ش رو میکشید تنها دارایی این چند سالش بود. آخرین کسی که برایش، در زندگی اش مونده بود و خوشبختانه گویا قصد رفتن هم نداشت. با توجه به همه ی این ها مصمم تر شد تا نقاشی رو بی نقص تر و هنرمندانه تر به پایان برسونه.
بوی رنگ روغن کارگاه رو پر کرده بود. کسی اعتراضی نداشت. همه ی آدم هایی که اونجا حضور داشتن شیفته ی رنگ و کار هایی که از دستش بر میاد بودن.
مدت نسبتا طولانی ای گذشت اما اجازه نداد زمان از دستش در بره. پارچه ای روی بوم انداخت و کلاس رو تعطیل کرد. حالا وقتش بود بدون چتر تا راه خانه اش پیاده روی کنه. برگشتن با دوچرخه با این شرایط لغزندگی خیابان ها ریسک حساب میشد. آروم قدم هاش رو برمیداشت انگار که هیچ عجله ای نداره. انگار که هیچکس در خانه منتظرش نیست. ولی بود! چشم هایی در انتظارش به در خشک شده بود. چشم هایی که شاید اگر زودتر می‌رسید می‌تونست برای آخرین بار ببوسه.



Показано 20 последних публикаций.

27

подписчиков
Статистика канала