چرايي ايجاد بازدارندگي اتمي و اتحاد ايران با چين-روسيه: توهم مذاكره با غرب و واقعيتهاي دوران گذار نظم جهاني
حميد بهرامي
#ايران #برجام #روسيه #چين
1/3
چکیده
در پي ’آشوب پارادايمي‘ در سياست خارجي ايران و متعاقباً سياست هاي منفعلانه يك سال گذشته كه منجر به تضعيف ”محور مقاومت“ شد، تحولات تغييرنظم جهانی و فشارهای فزاینده غرب، منطقاً ایران بايستي به سمت راهبردهایی جایگزین برای تضمین امنیت و منافع ملی حركت كند. این مقاله با تحلیل بازدارندگی هستهای و اتحاد استراتژیک ایران با چین و روسیه، نشان میدهد که چنين تصمیمهايي پاسخی عقلانی به تهدیدات خارجی و محدودیتهای داخلی است. بر اساس چارچوب رئالیسم و با استفاده از مفاهیمی همچون بازدارندگی اتمی، گذار سیستمی و اتحاد استراتژیک، این مقاله سیاستهای ایران را در اين دوران تحلیل میکند.
اين مقاله همچنين درك غلط ميز تصميم گيري ايران از روند هاي جهاني و ضرورت بازبيني سياست خارجي بر اساس منطق واقع گرايي را بررسي ميكند.
مقدمه
از زمان انقلاب 57، سیاست خارجی ایران همواره بر استقلال و مقابله با سلطه خارجی تاکید داشته است. در این میان، تقابل ایران با غرب، به ویژه ایالات متحده، به دلیل فشارهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک، یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی ایران بوده است. تهديد هاي نظامي، تحریمها و سیاست فشار حداکثری غرب ایران را وادار به اتخاذ سیاستهایی نظیر توسعه برنامه موشکی و هستهای برای تضمین امنیت و حاکمیت خود کرده است.
همزمان، نظم بینالمللی نیز در حال گذار از نظام تکقطبی به نظام چندقطبی است. کاهش نفوذ آمریکا و ظهور چین و روسیه به عنوان بازیگران کلیدی، زمینهساز همگرایی منافع ایران با این قدرتها شده است. این مقاله بر آن است که توضیح دهد چرا ایران، در این دوران گذار، باید به سمت بازدارندگی هستهای و تقویت اتحاد با چین و روسیه حرکت کند.
اين مقاله همچنين توضيح ميدهد كه تضاد پارادايمي، مانع از ايجاد رابطه اي سازنده بين ايران و آمريكا شده است.
بازدارندگی اتمی
ایران به دلیل تهدیدات خارجی، به ویژه از سوی آمریکا و اسرائیل، سرمایهگذاری گستردهای در توسعه برنامههای هستهای، موشکی و ايجاد ”محور مقاومت“ کرده است. از دیدگاه رئالیستی، این اقدامات ابزاری برای بازدارندگی است و به ایران امکان میدهد تا با تهدیدات مستقیم مقابله کرده و هزینههای تجاوز را برای دشمنان خود افزایش دهد.
توسعه توان هستهای ایران نه تنها جنبهای علمي و امنیتی دارد، بلکه پیامدهایی استراتژیک نیز به همراه دارد. بازدارندگی اتمی به ایران کمک میکند تا در مقابل تهدیدات نظامی ایستادگی کند و جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقهای تقویت نماید. تجربه تاریخی نشان داده است که ایران دچار تنهايي استراتژيك و ژئوپلتيك است، همواره مورد تهاجم بوده، از دوران باستان، حمله اعراب و مغول تا اشغال در جنگ جهاني دوم و جنگ هشت ساله با عراق. ايران در محیطی پرتنش و با تهدیدات مستمر خارجی، ناگزیر به اتخاذ رویکردهای دفاعی پیشرفته بوده است.
يكي از ابزارهاي بازدارندگي ايران، محور مقاومت بود است اما به دلايلي نظير انفعال و تك بُعدي ديدن بازي در منطقه، با شكست در سوريه و آسيب جدي به حزب الله لبنان، محور مقاومت ديگر به شكل سابق توان ايجاد بازدارندگي براي ايران را ندارد. در اين ميان بازدارندگی اتمی نه تنها به عنوان عاملی برای مقابله با تهدیدات غرب، بلکه به مثابه اهرمی برای افزایش قدرت چانهزنی ایران در نظام بینالمللی عمل میکند.
گذار سیستمی در نظم جهانی
نظم جهانی در حال گذار از یک نظام تکقطبی تحت سلطه آمریکا به یک نظام چندقطبی با حضور چین، روسیه و دیگر قدرتهای نوظهور است. این گذار تأثیرات گستردهای بر سیاستهای بینالمللی و منطقهای داشته است. کاهش نفوذ اقتصادی آمریکا، افزایش قدرت اقتصادی چین و حضور نظامی-امنیتی روسیه در بحرانهای بینالمللی، همگی نشانههای این تغییر سیستمیک هستند. این تحولات ساختاری، فضایی برای نقشآفرینی فعالتر ایران در عرصه بینالمللی ایجاد کرده است.
در این بستر، ایران میتواند از فرصتهای موجود برای تقویت همکاریهای خود با قدرتهای شرقی بهره ببرد. چین به عنوان یک قدرت اقتصادی برجسته و روسیه به عنوان یک بازیگر نظامی-سیاسی تأثیرگذار، هر دو شریکهای مناسبی برای ایران در این نظم در حال گذار هستند. ایران با بهرهگیری از این اتحادها، میتواند جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر مستقل و تاثیرگذار منطقهای تثبیت کند. همچنین، تغییرات در ساختار قدرت جهانی، امکان بیشتری برای مقاومت در برابر فشارهای غربی فراهم میآورد.
https://x.com/HaBahrami/status/1868735551748096307