ریختهن «شبِ هفتـ»ـو توی بطری
وا میکنن: شب میشه فوّاره...
لیوانا میشن خالی و پُر هی
از بطریایی که توی باره
شب میخورن با ساندویچ و خون
چیدهن غذاها رو، رو سنگقبر
شب میخورن؛ گیر میکنه توو نِی
چن تا ستاره یا یه تیکّه ابر...
#هستی_محمودوند
🔗ادامهی #شعر را در وبسایت کنصفر بخوانید:
consefr.com/?p=2550🚀
@consefr